|
`•.¸¸¸.• کـــــــــــــــــــــــافــــــــــــــــــــی و ب •.¸¸¸.•`
|
روزی شاگردی از راهب پیر هندو خواست که درسی به یاد ماندنی به وی دهد...
روزی شاگردی از راهب پیر هندو خواست که درسی به یاد ماندنی به وی دهد. راهب از شاگردش خواست یک مشت نمک راداخل یک لیوان آب بریزد و آن را بنوشد. شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بخورد. استاد پرسید:"مزه اش چطور بود؟ " شاگرد جواب داد:"بدجوری شور و تنده,اصلا نمی شه خوردش " پیر هندو از شاگردش خواست یک مشت نمک بردارد و او را همراهی کند. شاگرد به راحتی تمام آب داخل لیوان را سر کشید. پذیرش انسان است که هر چه بزرگ تر و وسیع تر شود,می تواند بار آن همه رنج و اندوه را به راحتی تحمل کند. بنابراین: سعی کن که درزندگی یک دریا باشی نه یک لیوان آب. [ چهارشنبه 24 خرداد 1391 ] [ 16:28 ] [ coffee-web ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |